شیشه پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست
از لب گرم تو امروز" بیا " دورتر است
و کسی نیست بپرسد که چرا دورتر است
بوی نمناک ترین فاصله را می آری
مثل حسی که ازاین حال و هوا دورتر است
در تمامی زوایای نگاهم ـ همه جا
انتظاری است که از ثانیه ها دورتر است
بین ادراک من و آینه انگار کسی است
یک نفر هست که از چشم خدا دورتر است
من به گرمایش احساس خود ایمان دارم
گرچه دنیای من از ذهن شما دورتر است

هر جا که پا می زارم تو رو اونجا می بینم
یادمه چشمای تو پر درد و غصه بود
قصه غربت تو.......
قدر صد تا دریا بود
یاد تو هر جا که هستم با منه
داره عمر منو اتیش میزنه
یک شعله شکسته ، یک شمع رو به بادم
خسته از این زمونه فریاد گریه دادم
شعله فضای سینه، سیه چو روزگارم
از همه دل بریدم ،دل به کسی ندادم
عاشق شدم به چشمات دادم دل رو به رویا
رفتی پا گذاشتی به سادگی رو حرفام
با یاد تو همیشه عمرم تموم نمیشه
تموم زندگیمو به چشمای تو دادم
عمری به پات نشستم
دل به کسی ندادم
منتظرم که روزی تو باشی در کنارم
فقط چند روز دیگر فاصله است ، تا قشنگ ترین نگاه ها
و پاکترین سکوت ها در هم بیامیزید ...
من هنوز ...
پشت این انتظار آبی رنگ سرشار از سکوت ،
به امید دیدنت نشسته ام .
تنها یک آرزو دارم :
تو هم منتظر دیدنم باشی و روزها را به خاطر دیدارم
شمارش کنی .
چه انتظار زیبایی ..........

دلتنگ تو اي مهربانم
آره براي تو دلتنگم
تو تويي که همچو کودک معصوم
دلت براي دلم مي سوخت
و با تمام وجود
مهربانيت را نثارم مي کردي

تويي که حتي يه لحظه
تنها يه لحظه دوري مرا تحمل نمي کردي
تويي که مرا با کوله باري از غم تنهام گداشتي
و رفتی...
دیگر کافیست

مرا به یاد نگهدار ، همیشه در یادم
که من تمامِ غزل را به چشمِ تو دادم
مراببربه حصارت که خسته از خویشم
ببر که با تو از این بندِ کهنه آزادم
اگه اون بود نمی ذاشت
می خوان اتیش بزنن به هستی من
اگه اون بود نمی ذاشت
اگه اون بود نمی ذاشت زمونه اینجوری باشه
نمی ذاشت حرفی و ترسی دیگه از دوری باشه
اگه اون بود نمی ذاشت روز من این رنگی باشه
نمی ذاشت سهم من از زندگی دلتنگی باشه
اگه اون بود نمی ذاشت خوابمو اشفته کنن
دلمو زندون این حرفای ناگفته کنن![]()
کاش آلان آغوش گرمت
سر پناه خستگیم بود
دو تا چشمات پر از اندوه
واسه دل شکستگیم بود
آرزوم اینه که دستام
توی دستای تو باشه
تنگیه این دل عاشق
با نوازش تو واشه
واسه چی
خدا نخواسته
من تو آغوش
تو باشم
قول میدم
با داشتن تو
هیچ غمی
نداشته باشم
همه هستی قلبم
تو دو حرف خلاصه میشه
عشق تو بودن با تو
دو نیاز زندگیشه
پرم از ترانه ی تو
گر چه واژه ها حقیرن
خوبه وقتی نیستی پیشم اونا دستمو میگیرن
راز عشق من و هیچ کس
غیر مهتاب نمیدونه
تنها شاهد واسه غصه
گریه و تنهاییم اونه
وای اگر من این نبودم
کاش میشد پرنده باشم
تا از این دور بودن از تو
بتونم بلکه رها شم
یه پرنده شم شبونه
بکشم پر به خیالت
برسم به لونه تو
بگیرم سر زیر بالت
زندگیم رنگ خدا بود
اگه تنها تو رو داشتم
اگه میشد واسه گریه
رو شونت سر میگذاشتم
*...چقدر ثانيه ها نا مردند
***
گفته بودند كه برمي گردند...*
*...برنگشتندوپس از رفتنشان
***
بي جهت عقربه ها مي چرخند...*
*...آه اين ثانيه هاي بي رحم
***
چه بلايي بسرم آوردند...*
*...نه به چشمم افقي بخشيدند
***
نه ز بغضم گره اي وا كردند...*
*...بگذاريد ز پيشم بروند
***
لحظاتي كه همه بي دردند...*
تو شروع آسموني ميدونستم نمي دوني
چشم تو آخر دنياست خودت اينو نميدوني
داشتن و نداشتن تو گاهي سخته گاهي ساده
اگه راهي اگه بيراه منم و پاي پياده
آخ كه چه ساده گم شدم تو غربت چشماي تو
سكوت شيشه ي دلم شكسته با صداي تو
آخ كه تموم لحظه ها اسمتو يادم مياره
گذشته ها گذشته و هيچ كي گناهي نداره
وقتي با تموم قلبم واسه زندگي ميميرم
تن من مي لرزه اما تو رو از خودم ميگيرم
تن بي من .من بي تو .من از سايه فراري
ميشم اون حادثه اي كه روزي بود و روزگاري
حالا من نه توي قصه نه تو آرزو نه خوابم
اين يه اتفاق ساده ست چرا دنبال جوابم
تو چه کردی با دل من عشقمو انگار ندیدی
قلب تو انگاری نشنید التماس اون چشامو
تو چه کردی با دل من ندیدی غم نگامو
به دلم مونده یه بار یه روز یه جایی بگی می خوامت
بگی فقط واسه من عزیزیو پس چشام به نامت
عشق وقتی که انتظارش را ندارید در خانه تان را می زند
عشق بهترین هدیه ای است که می توانید به کسی بدهید،به خصوص به خودتان
ترس نمی گذارد عشق را به طور کامل تجربه کنید
عشق واقعی با هیچ رشته ای به هم متصل نمی شود
عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذت می برد
هر روز با عشق زندگی کنید
يك تست ساده و جذاب كه بايد با صداقت به سوالات ان پا سخ دهيد
سوال اول:
شما به طرف خانه كسي كه دوست داريد مي رويد.
دو راه براي رسيدن به انجا وجود دارد:
ـ يكي كوتاه و مستقيم است كه شما را سريع به مقصد مي رساند ولي خيلي ساده و خسته كننده است
ـ اما راه دوم به طور قابل ملاحظه اي طولاني تر است ولي پر از مناظر زيبا و جالب است.
حال شما كدام راه را براي رسيدن به خانه محبوبتان انتخاب مي كنيد؟راه كوتاه يا بلند؟
سوال دوم:
در راه دو بوته گل رز مي بينيد .يكي پر از رزهاي قرمز و ديگري پر از رزهاي سفيد.شما تصميم مي گيريد 20 شاخه از رزها را براي او بچينيد.
چند تا را سفيد و چند تا را قرمز انتخاب مي كنيد
(شما مي توانيد يا همه را يا از تركيب دو رنگ انتخاب كنيد)
سوال سوم:
با لاخره شما به خانه او مي رسيد .
يكي از افراد خانواده در را بر روي شما باز مي كند.
شما مي توانيد از انها بخواهيد كه دوستتان را صدا بزند.
يا اينكه خودتان او را خبر كنيد.
حالا چكار مي كنيد؟
سوال چهارم:
شما وارد منزل شده به اتاق او مي رويد ولي كسي انجا نيست.پس تصميم مي گيريد رزها را همان جا بگذاريد.
ترجيح مي دهيد انها را لب پنجره بگذاريد يا روي تخت؟
سوال پنجم:
شب مي شود شما و او هر كدام در اتاقهاي جداگانه اي مي خوابيد.صبح زماني كه بيدار شديد به اتاق او مي رويد:به نظر شما وقتي كه انجا مي رويد او خواب است يا بيدار؟
سوال اخر: وقت برگشتن به خانه است ايا راه كوتاه و ساده را انتخاب مي كنيد؟
يا ترجيح مي دهيد از راه طولاني و جالب تر بويد؟
..................................
جواب ها
جواب سوال اول:
جاده نشان دهنده عشق است اگر راه كوتاه را انتخاب كرده ايد.زود و اسان عاشق مي شويد.
ولي اگر راه طولاني را انتخاب كردهايد به اساني عاشق نمي شويد.
جواب سوال دوم:
تعدا رزهاي قمز نشان دهنده ان است كه در يك رابطه چقدر از خودتان مايه مي گذاريدو تعداد رزهاي سفيد برعكس نشان مي دهد كه شما چقدر در ان رابطه از طرف مقابلتان انتظار محبت داريد.به طور مثال اگر 18 رز قرمز و 2 عدد رز سفيد انتخاب كرده ايد به معناست كه شما 90٪ محبت مي كنيد و 10٪ انتظار محبت از طرف مقابل داريد.
جواب سوال سوم:
سوال سوم نشان دهنده طرز برخورد شما بامشكلات در يك رابطه است.اگر شما از اعضاي خانواده درخواست كرده ايد كه محبوبتان را صدا بزند به اين معناست كه شما از مواجه شدن با مشكلات مي ترسيد و اميدوار هستيد كه مشكلات به خودي خود حل شوند.ولي اگر خودتان به اتاق رفته ايد كه او را ازحضور خود مطلع كنيد اين نشان مي دهد كه شما با مشكلات روبرو مي شويد و دوست داريد انها را هر چه زودتر حل كنيد.
جواب سوال چهارم:
محل قرار دادن رزها نشان دهنده اشتياق شما براي ديدن محبوبتان است. اگر انها را بر روي تخت ميگذاريد نشان مي دهد كه دوست داريد او را زياد ببينيد.و اگر انها را لب پنجره قرار مي دهيد يعني اگر او را زياد هم نبينيد تحمل مي كنيد.
جواب سوال پنجم:
سوال پنجم نشان دهنده تفكر و طرز فكر شما در كاراكتور و شخصيت فرد محبوبتان است.اگر شما او را در حالي كه خوابيده است در اتاق مي بينيد.اين به اين معني است كه شما او را همانطور كه است دوست داريد.و اگر او را بيدار ديده ايد يعني انتظار داريد او مطابق ميل شما بشود.
جواب سوال اخر:
راه بازگشت به خانه نشان دهنده دوام عشق شماست.اگر راه كوتاه را انتخاب كرده ايد مدت عاشق بودن و دوست داشتن شما كوتاه است و اگر راه بلند را انتخاب كرده ايد مدت زيادي در عشق خود پايدار خواهيد بود
1- رفاقت به معناي حضور در كنار فردي نيست .بلكه به معناي حضور در قلب اوست .
2- خوشبخت ترين آدم كسي است كه خوشبختي را در قلب خود جست و جو كند.
3- هيچ وقت چشمانت را براي كسي كه مفهوم نگاهت را نمي فهمد گريان مكن .
4- خنده بهترين اسلحه جنگ در زندگي است .
5- چه ساده در ميان گريه هاي خويش زاده ميشويم وچه ساده در ميان گريه هاي ديگران ميميريم ودر ميان اين دوسادگي معمايي مي سازيم به نام زندگي .
6- انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را از تلخ مي كند بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز.
7- يادت باشه براي رسيدن به نور بايد از شب گذشت .
8- آدمي كه در نبرد زندگي ميخندد قابل ستايش است .
9- اگر كسي به تو لبخند نمي زند علت را در لبان بسته ي خود جست و جو كن .

توی آسمون دنیا هر کی یه ستاره داره
چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره؟
واسه من تنهایی درده درده هیچ کسو نداشتن
هر گل پژمرده ای رو تو کویر سینه کاشتن
دیگه باور کردم اینو که
باید تنها بمونم و تا لحظه مرگم شعر تنهایی بخونم

یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن
یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی
در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد
و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ
یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را
از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد
یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
*ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــ*
*ــــــ*
*
مهلت دیدار را تمدید کرد
کاش میشد از میان لحظه ها
لحظه ی دیدار را نزدیک کرد
یکی را دوست مي دارم ولي افسوس او هرگز نمی داند
نگاهش مي كنم شايد بخواند از نگاه من كه او را دوست مي دارم ولي افسوس او هرگز نگاهم را
نمي خواند.
